رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست...

+ من: آرزو کن.
- صاد: چرا؟!
+ آرزو کن تا بهت بگم.
رو در رویش ایستاده‌ام. زل زده‌ام به چشمانِ قهوه‌ایِ روشَنَش. نه، چشمانِ عسلی‌اش. یا نه، رنگین کمانِ چشم‌هایش! توی چشمای "تو" رنگین کمونو میشه دید*
چشمانش را بسته. درست نمیدانم به چه چیزی فکر می‌کند. سخت است خواندنِ ذهنش گاهی.
- خب. آرزو کردم.
+ بهت نگاه نمیکنم که تقلب نکنی. حالا بگو راست یا چپ؟!
نگاهم را میدوزم. خیره می‌شوم به خیابانِ روبرویی. جایی که دختر و پسری کنار هم راه می‌روند بدون اینکه دست هم را گرفته باشند. بدون اینکه با هم حرف بزنند، به هم نگاه کنند. بدون اینکه بخندند و چهره‌ی شهر را زیبا کنند.
- چپ...
مژه‌ای که روی گونه‌ی چپش نشسته، بر میدارم. نشانش میدهم. با خنده میگویم:" آرزوت هر چی که بود، برآورده میشه."
دستانم را میگیرد. میگوید:" پس کِی بریم خونه‌ی خودمون؟!"


* تو که چشمات خیلی قشنگه از مهرنوش

۱۱ نظر
ح. شریفی
۰۲ ارديبهشت ۱۵:۱۶
ان شاءالله که زود برید خونه ی خودتون :)

پاسخ :

ایششششالا :)
دعا کنید بسی...
آذری قیز
۰۲ ارديبهشت ۱۶:۳۹
الان منو شناختی؟؟؟

پاسخ :

هی وایِ من :)
بلی بلی و شرمنده که فراموشکارم :|
فائزه
۰۲ ارديبهشت ۱۸:۲۰
صاد که میگی یاد آقای سین سید هاشم صاد صفدری می افتم:/
خوشبخت شین :)))

پاسخ :

نههههه :))) لقب ایشون برای ما، "اونی که براش رگ میزنیم" بود :دی
ایشون خیلی وقته مزدوج شدن :) حدست اشتباست :))

همه جوونا ان‌شاالله...
___ سلوچ
۰۲ ارديبهشت ۲۰:۰۲
چه قشنگ :)

پاسخ :

مثلِ خودش :)
آذری قیز
۰۳ ارديبهشت ۲۳:۳۵
ها خواهش میکنم:)
رفیعه ای دیگه :)

پاسخ :

:دییی
فائزه
۰۴ ارديبهشت ۰۰:۱۸
حدس نزدم، فقط یاد ایشون می افتم:)
لقبشونو الان گفتی یادم اومد :))
مزدوج شدن؟ به سلامتی :)
آقای صاد قابل حدس زدنه؟
یعنی من می شناسمش؟:/

پاسخ :

عاره چون کلا خیلی واج آراییِ "سین و صاد" داره تو اسم و فامیلمش بنده خدا :دی
بچه ها میگفتن ازدواج کرده ولی دقیق نمیدونم بازم!
یکم دیگه صبر کن، وقتی خبرش اومد، متوجه میشی :))
بانوچـ ـه
۰۴ ارديبهشت ۰۸:۵۳
ای جانم :*
خب زود برید خونه‌ی خودتون دیگه :)

پاسخ :

جفت و جور شه کارامون، چشم ؛)
آذری قیز
۰۴ ارديبهشت ۱۶:۱۰
عه من متن رو نخونده بودم
چه خوب که آرزوی چند وقت پیشت داره برآورده میشه:)
یادت که هست ان شالله؟
بسی خوشبختی برایتان آرزومندیم :)

پاسخ :

من آرزو زیاد داشتم و دارم. کدومش رو گفتم بهت یعنی؟! :دی

خوشبختی برای همه جوونا ان‌شاالله و خودت :)
فائزه
۰۴ ارديبهشت ۱۷:۰۴
پس می شناسمش ینی؟
اگه از بچه های جیمه که فقط یه نفر صاد داشتیم

پاسخ :

کی؟ (آیکن جفت چشم)

+خصوصی بگو ولی :))))
فائزه
۰۴ ارديبهشت ۲۳:۱۳
:))))))))
((((((((:
*___*
(^_______^)

پاسخ :

؛)
فائزه
۰۴ ارديبهشت ۲۳:۱۶
:))))))))
((((((((:
*___*
(^_______^)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
درباره من
اینجا؛ روان‌پریشیِ یک روانشناسِ روانی را می‌خوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان