عاشقش بودم

عاشق شده بودم.از نوع حادش.هفته ای سه بار میدیدمش.هرجا که میرفت دنبالش بودم.از این کلاس به آن کلاس.از این طبقه به آن طبقه.ماهی یک بار برایش کادو میگرفتم.خانواده،دوست،آشنا،غریبه،همه و همه ملامتم میکردند.هرچند خواهرم بیشتر از همه درکم میکرد.چون تجربه داشت.وارد بود.برایش از "او" حرف میزدم.میگفتم:وایی نمیدانی سر کلاس چطور به من نگاه میکرد.نمیدانی در کلاس چقدر اکتیو بودم.تو نمیتوانی درک کنی که به من لبخند زد.خندید.وقتی گفت برو از فلان جا فلان چیز را بیاور ،دلم قنج رفت.میخواستم بروم جلوی آن همه آدم بغلش کنم و یک ماچ ابدار از آن چهره خندان و بشاشش بگیرم.اما این ها همه،سه سال طول کشید.بعد فراموشش کردم.همه آن دیوانه بازی هایم را فراموش کردم.الان که به گذشته نگاه میکنم خنده ام میگیرد!آخر مگر می شود عاشق شد؟!آن هم عاشق دبیر زیست دبیرستانت!

+سرکار خانم رنجبر! به من درس زندگی و اخلاق دادین در کنار زیست شناسی.ان شا الله سالیان سال پاینده باشین.روزتون مبارک:)

۱۷ نظر
Mr. Moradi
۱۲ ارديبهشت ۲۰:۳۶
چه دبیر خوبی :) نصیبم بشه ان شاالله در سال آتی ...

پاسخ :

 اونی ک عاشقش بود خوب تره:دی
Faber Castel
۱۲ ارديبهشت ۲۰:۴۱
ای! خانوم بود! بهلههه! :)

پاسخ :

پ چی؟؟فک کردی من میرم بین اون همه ادم دبیر اقام رو ماچ میکنم؟؟:|خخخ
toka. ta
۱۲ ارديبهشت ۲۱:۰۷
رفیعه تو ام که چپ ئ راست عاشق میشی!

فقط عاشق من نمیشی! :((

پاسخ :

توکا:))))
عشقای من وجود خارجی ندارن !صرفن ی متنن!مگ اونایی ک پی نوشتش بنویسم چیزی راجبش=))
نگار :)
۱۲ ارديبهشت ۲۱:۲۳
وای ما هم دبیر زیستمون خیلی خوب بود..دلم براش تنگ شد :)))

پاسخ :

دبیر زیستا عشقن اصن!همشووون بلا استثنا=))
حنا :)
۱۲ ارديبهشت ۲۱:۴۳
وای منم عاشق معلم عربی دوران راهنماییم بودم! حتی وقتی میخواستم برم خونه باهاش همسیر بودم ، میگفتم خانوم میشه باهم بریم؟ :))))))
الان با همون معلم فامیل شدم :دی فامیل دور البته :))))

پاسخ :

منم دبیر عربی و دینی و قران راهنماییم رو دوث داشدم!پوووووف منم چ بیکار بودما!!فرت و فرت فال میشدم:/
صبا مهدوی
۱۲ ارديبهشت ۲۳:۱۲
دبیر قرآن باید هلو و خوردنی باشه مثل دبیر قرآن راهنمایی ما و الا باید حساب پس بده..

ولی دیگه کادوهامون را همون روز معلم می دادیم نه هر ماه یه کادو..البته خوب شما عاشق شده بودی بر شما حرجی نبوده :)

پاسخ :

هلو و خوردنی=))))
کلن من وختی فال میشم خععععلی فال میشم!!:)
یک دختر شیعه
۱۲ ارديبهشت ۲۳:۳۲
: ))
چه عاشقانه

پاسخ :

فداااااات=)
مجتبی آستانه
۱۲ ارديبهشت ۲۳:۴۷
مایم باور کردیم!

پاسخ :

مهم نی:|
بلاگر کبیر ^_^
۱۳ ارديبهشت ۰۰:۲۷
ذهن مخاطب رو منحرف میکنی اول بعد آب یخ میپاشی؟؟
با احساسات ما بازی میکنی؟؟
:))

هر جا هست سلامت باشه..
همه ی معلم زیستها معمولا دوست داشتنی و عزیز و رفیق از آب در میان :)

پاسخ :

خدایی راجب من چی فک کردی؟؟:)))

ممنون!عاره واقن من ب هرکی میگم تایید میکنه جیگری بودن دبیران زیست رو
مترسک ‌‌
۱۳ ارديبهشت ۰۹:۲۷
خدا همه معلمای عشق رو صحیح و سلامت نگه داره، مِن‌جمله همین بزرگواری که اسمشون گفته شد ^_^

پاسخ :

و عاشقان معلم را هم:))
لبخنـــــツ ــــد
۱۳ ارديبهشت ۱۳:۳۷
منم یه معلم داشتم اسمشون خانوم رنجبر بود
ولی ایشون معلم دینی بودن :))

پاسخ :

نکنه خاهرن این دو بزرگوار!!=))
شِمِلـ ــیا
۱۳ ارديبهشت ۲۰:۵۱
چرا اخرش خانوم شد :)))

پاسخ :

میخاسدی اقا شه؟:))
برو توبه کن خاهر!بروووو=))
شِمِلـ ــیا
۱۳ ارديبهشت ۲۳:۰۴
حقیقتش اره
بعدشم به ازدواج ختم شه حتی :))

پاسخ :

عنااااا!موره چی ب ای کارااا خاهر ژااان:))
marry .mj
۱۴ ارديبهشت ۱۶:۱۷
منم از این دبیرا دارم اتفاقا همین امسالم باهاش کلاس دارم عاشقشمممم

پاسخ :

چن وخ بعد یادت میره کلن عشقش رو:))
فرانک باباپور
۱۶ ارديبهشت ۲۳:۰۸
خانم رنجبر چه آشناست... ایشالا عشقای بهتر :)))

پاسخ :

گمونم تیزهوشانم تدریس داشدن ولی کودوم شعبه سمپادش رو دقیق نمیدونم!!
لی لی (لیلی نامه)
۱۹ ارديبهشت ۱۳:۳۱
من عاشق معلم ادبیاتم بودم... یه زن فوق العاده جدی که همه ازش بدشون میومد:)

پاسخ :

خخخخخ تو راهنمایی هم من عاشق خانومی شده بودم که کاملن رفتارش اینا داگانه بود با بچه ها!:))
آقای سر به هوا ...
۱۹ ارديبهشت ۱۹:۱۹
یه لحظه گفتم استغفرالله :))

پاسخ :

ما و این کارا؟=))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
درباره من
اینجا؛ روان‌پریشیِ یک روانشناسِ روانی را می‌خوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان