تلنگر13

قبلنم گفتم؛یهو اتفاقای بد،در یه بازه ی زمانی،"باهم" پیداشون میشه!بعد کم کم خدا دلش میسوزه و چون ضعف بنده اش رو در برابر اون اتفاقای بد میبینه،میگه:خب!حالا وقتشه اتفاقای خوب "باهم" پیداشون شه!
الان من در وضعیتی هستم که خدا دلش سوخته!:)))) 
+راستی!مگه من چقدر ارزش دارم که خدا دلش رو بسوزونه تا "من" خوشحال شم؟!
درباره من
اینجا؛ روان‌پریشیِ یک روانشناسِ روانی را می‌خوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان