برخیز و مخور غمِ جهانِ گذران

ولی تا می‌تونید از جام‌جهانی لذت ببرید. تا می‌تونید بخوابید، چایی بخورید، از سرمای ناشی از کولر برید زیر پتو و با صادِ زندگیتون حرف بزنید. باور کنید تهِ امتحانا هیچی نبوده و نیست. اینو منی دارم میگم که در طولِ امتحانات درس نخوندم. در شبی که فرداش امتحانِ "ناتوانی یادگیری" داشتم، تو خوابگاهی که سکوتِ مطلق بود و فقط دو سه نفر بودیم که فارغ از امتحانامون، نشستیم بازی ایران و اسپانیا رو تا آخر دیدیم و تخمه شکستیم و جیغ زدیم و با هر جیغ، بر تعداد رغبت‌پیدا کنندگان به دیدن بازی، افزوده می‌شد. اینو منی دارم میگم که به قولِ هم‌اتاقیام، در این مدت یا خواب بودم، یا با صاد در حال مکالماتِ دو سه ساعته بودیم. اینو منی دارم میگم که تا به اینجای نتایج، سه عدد بیست ناقابل و یک عدد نوزدهِ اعتراض زده دارم!! پس شُل بگیرید و لذت ببرید‌. چون نه تنها تهِ دانشگاه و امتحانا و استرسا و فشارا هیچی نیست؛ بلکه تهِ اینجا موندن و هر روز غصه‌ی یه جا از این خاک رو خوردن و بالا رفتن و پایین نیومدن دلار و طلا و سکه هم هیچی نیست...

(به صاد میگم خیلی حرف میزنی وَ این خیلی خوبه. میگه "ولی من پُر حرف نیستم رفی؛ خوش‌حرفم!" این حجم از متواضع بودن اصلا قابل توصیف نیست:)) )

+ اینایی که کامنت خصوصی میذارن ولی هیچ‌گونه آدرس وب و ایمیلی از خود بر جای نمیگذارند!، مثل بچه‌هایی هستن که در میزنن و در میرن :|

۲۱ نظر
محسن رحمانی
۱۰ تیر ۲۲:۰۴
صاد زندگیمون کیه؟

پاسخ :

سوال به جایی بود!
هر کسی تو زندگیش یه حرفِ الفبای زندگی داره! مال من "صاد" هست. ممکنه مال تو میم باشه، مثل حرف اول اسم خودت :)
مهندس رضا عباسی
۱۰ تیر ۲۲:۱۳
تو طول ترم خیییییییییلی درس خوندین مشخصه

پاسخ :

البته اینکه بگم "اصلا" درس نمیخوندم دروغ محضه! حتی بعضی شبا بیدار میموندم؛ ولی کم بود انصافا! به نسبت دوستای دیگه‌م، خوندنم هیچ بود!
محبوبه شب
۱۰ تیر ۲۲:۲۰
عشقی رفی
بیا ماچت کنم از اون لپای گنده ت : )))))))

پاسخ :

لپ ندالم که من :(
می تو ^__^
مهندس رضا عباسی
۱۰ تیر ۲۲:۳۸
من هیچ وقت بالای 19 نداشتم. خخخخ

پاسخ :

باعث فخر و مباهاتی شما مهندس =))
محسن رحمانی
۱۰ تیر ۲۲:۳۹
یاه چیه؟
خوب میگید هرکسی یه الفبا دارید میگم ok.

پاسخ :

یاه همون یسه، گفتی باشه، گفتم بله :| :))
محبوبه شب
۱۰ تیر ۲۲:۴۴
گونه خا :|

پاسخ :

باچه بیا بماچم :))
آقای رایمون
۱۰ تیر ۲۳:۱۸
خدایی 19رو اعتراض زدی؟

پاسخ :

خدایی چهااااار برگه پُر واسش نوشتم! بیشتر از حد معمول یعنی. رشته‌ی مام نوشتنیه دیگه، ولی خب نمیدونم چرا 19 داد :|
نسر ین
۱۰ تیر ۲۳:۲۹
مایی که سین زندگیمون گم شده چیکار کنیم دقیقا؟

پاسخ :

سینِ گمگشته باز آید به سویت غم مخور :)
آسـوکـآ آآ
۱۰ تیر ۲۳:۳۵
ما اگه نوزده رو اعتراض بزنیم میشیم 9:-|

پاسخ :

منم روم نمی‌شد راستش :دی
مهندس رضا عباسی
۱۱ تیر ۰۰:۰۷
ممنون از لطفتون
دوست داشتین بیاین وب همو دنبال کنیم

پاسخ :

:|
آقاگل ‌‌
۱۱ تیر ۰۱:۰۶
بابا ته هیچی هیچی نیست. فلذا خوش باش و مخور غم جهان و از این حرفا.

پاسخ :

خلاصه‌ی مفید مطلب برای کسانیکه شیرازی هستن =))
عینکی عینکی
۱۱ تیر ۱۱:۳۷
وااای کامنت آقا گل و جواب تو عااالی بود 🤣🤣🤣🤣

پاسخ :

:دی
احسان ◇
۱۱ تیر ۱۳:۴۰
نوزده رو اعتراض زدید :|
میشه به اعتراض شما اعتراض بزنم؟ :||

پاسخ :

وارد نیست :| :))
غمی ‌‌
۱۱ تیر ۲۰:۱۱
قبول کردن اینکه ته هیچی هیچی نیست از کسی که 19 رو هم اعتراض میزنه تا 20 بگیره خیلی سخته. چون باید بدونه که ته 19 و 20 گرفتنم چیزی نیست...

پاسخ :

اگه تو نبودی که اینو بگی، به نکته‌سنجی و هوش خواننده‌هام شک میکردم. در واقع منتظر همچین کامنتی بودم!
اینکه ته هیچی، هیچی نیست یه چیزه اما گرفتن حقت چیز دیگه. واقعا نمیخواستم اعتراض بزنم اما یادم افتاد برای تعریفِ نهایت یکی دو خطیِ اتیسم، یه صفحه‌ی پُر نوشتم. هر چی که یاد داشتم. هر چی که بیش از حد یاد داشتم نوشتم. تاجاییکه وقت کم آوردم برای مرورِ مجددِ سوالات و جوابا...
بله؛ ته هیچی هیچی نیست ولی آدم یاد زحمتاش که میوفته، میسوزه :))
قاسم صفایی نژاد
۱۲ تیر ۱۲:۱۶
خسته نباشید از این همه تلاش

پاسخ :

مانده نباشی برادر :))
فربانو ...
۱۲ تیر ۱۲:۳۸
صادهای زندگی همشون متواضعند :))

پاسخ :

خیر؛ فقط یکیشون متواضع هست که ایشونم دلبر جانم هست ^__^ :دییی
فائزه
۱۲ تیر ۱۵:۰۲
استاداتون کیلویی نمره میدن😝

پاسخ :

نزنمت =))
عینکی عینکی
۱۳ تیر ۰۶:۱۱
رفیع میدونی دیروز یاد چی افتادم؟ یادته پست گذاشتی یکی نیست برامون از این آهنگ ها بخونه؟ (بانو جان امبرعباس گلاب)
الان یکی هست برات بخونه :)

پاسخ :

خودم پستی که میگیو یادم نمیاد :| :))
** سیلاک **
۱۶ تیر ۱۷:۳۷
چه خوب .. من در حد خودکشی درس می خوندم در حد چی که فقط خودم مقیاسش رو میدونم و هم دانشگاهی هام سوالها رو به خوبی جواب میدادم حتما باید به پروژه به قول بعضی ها در حد پایان نامه ارائه می دادیم سمینار می دادیم و پیاده سازی می کردیم و هزارتا خاک تو سرمون می ریختیم نهایت نهایتش یه 17 و 18 تو کارنامه ام بود اعتراض هم می کردین می گفتن ما تو این دانشگاه نمره بیست نداریم 0-0
ناراحت نیستم چنان خوب و اصولی درسها رو یادگرفتم که حسابی بعضی جاها کاملا مشخص میشه و سره از ناسره مشخص میشه .. هرچند نمرات خوب شما می تونه نشانه زحمت و تلاش بی نهایت زیاد شما باشه ولی نمره معمولا نشانه ی سواد و توانایی علمی نیست .. موفق باشید رفی جان :)
سمولی :)
۲۱ تیر ۱۶:۵۳
دقیقن همینه... ولی من یه بیماری دارم روزای امتحان در حالی که هیچ درس نمیخونم پر از استرس و ناراحتیم... وقتی همه ی این حرفایی که نوشتی رو هم میدونم و مرور میکنم😕
دو سه ساعت حرف زدن تو شب امتحان با صاد زندگی عالی بود😆
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
درباره من
اینجا؛ روان‌پریشیِ یک روانشناسِ روانی را می‌خوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان