سخت است گاهی این نفس ها را کشیدن!

• برنامه‌م خیلی فشرده‌ست. جمعه بعد از ظهر میام قوچان، از شنبه تا دوشنبه کلاس دارم. طرفای شب میرسم مشهد. خسته و کوفته.‌ فرداش میرم سرکار تا روزِ بعد. فقط چهارشنبه‌ها وقتم آزاده که اونم با دوستان قرار میذاریم میریم بیرون. فرداش دوباره شیفتم تا روزِ بعدش که جمعه‌ست. بعد از ظهر، قوچان و دوباره این سیکل تکرار میشه!
خیلی وقتا، خیلی شبا، انقدر روم فشاره که دلم میخواد فارغ از همه چیز و همه کس، برم یه جای دور، گم و گور کنم خودمو. ولی هم خودم هم ضمیرِ ناخودآگاهم که این پیشنهاد رو میدن، میدونیم که نمیشه :|
• این ترم اوضاع‌م بهتره. از نظرِ روحی و روانی. اتاقم رو عوض کردم و همه ی آدم هایی که در گذشته باعثِ عذاب دادنم می‌شدن رو حذف کردم. هم‌اتاقی هام خیلی خوبن خداروشکر. درکِ متقابلی داریم سه تامون.
• داشتم با نادیا جمله‌سازی کار میکردم. هر کلمه ای میگفتم، محال بود توش "مادرم" نیاره! میگفتم "خرگوش" ، میگفت:" مادرم خرگوش دارد". میگفتم " نانوا" ، میگفت:" نانوا به مادرم نان داد" . آخراش عصبانی شدم. گفتم:" تو نمیتونی انقدر مادرم نیاری تو جمله‌هات؟!"
خیلی معصومانه گفت:" خب خاله بابام مُرده"...
• دارم تو محیطی کار میکنم که باید قوی باشم. خیلی قوی...
• شما چه خبر؟!

رفیعه
آقاگل ‌‌
روایت داریم طرفای مشهد یه شله ای میدن بخوری کل سختیای زندگی یادت میره و خستگیت در میاد. برو بگرد پیدا کن بزن به بدن :d
.
*مام خبری نیست. میریم میایم که گربه شاخمون نزنه

شلهههه مِدَن؟!!! کجاااا؟! الان باس به من بگی نامسلمون؟! :( :دی


حالا اگه شاخ زد هم شما جاخالی نده! شاید فرجی شد =))

Va hid
سلام

خدا قوت

چقدر وضعیتمون مشابه

کار و درس به من خیلی فشار اورده!!!رفت و امو محل درس و محل کار و ....!!!

دلتون شاد!!!

دیگه زندگیه! باس سوخت و ساخت... توام همینطور دوست من

محسن رحمانی
موفق باشید.

سلومت!

saiideh
رفی مهربون من ...واست از ته دل ارزوی موفقیت دارم و باید بگم آفرین که توی این سن کم شروع کردی به بزرگ شدن :)

دارم‌ پشیمون میشم کم‌کم :| :(

آقای دیوار نویس
خسته نباشید :)
شله میدن اینجا :|

مونده نباشی :)

کوجا :| 

بانوچـ ـه
رفیعه خیییییلی کارت دوست داشتنیه... بهت می بالم :)

دوست داشتنی و پُردردسر :| :(

دُچـــ ــــار
چرا عصبانی میشی خاله؟ مامانشه خب!

:)))

توروخدا؟! :|

عینکی عینکی
ته این فشار ها و روز های سخت، یه نتیجه خوب... خوب و شیرین منتظر توئه... پس با تمام توان تلاش کن که وقتی با تمام خستگی به نتیجه رسیدی، شیرینیِ نتیجه بهت بیشتر از خودش مزه بده.
تو قوی ای...


الهی بمیرم.... طفل معصوم.... 😔😔

دعا کن برم اورژانس اجتماعی...

آرزو ﴿ッ﴾
واقعا کارِت سخته. موفق‌تر و قوی‌تر باشی در ادامه‌ی راه :]

توام هم در کارت :)

صخره .
چه قدر جمله نادیا دردناک بود

ماعم هیچ هستیم:)

+خسته نباشی:)خداقوت

موچکرم دوست من :))

مینو
مرسی عالی بود
طراحی سایت
عالی
مینو 1
عالی بود
مینو
مرسی عالی بود
بیوکده biokade
سلام
من وبلاگ شمارو دنبال میکنم .لطفا وبلاگم رو دنبال منو دنبال کنید.
یک همشهری
عه قوچان؟ دانشجوی دانشگاه آزاد قوچانی؟
شهر منه
حالا چرا میگی "میام"

چون وقتی داشتم مینوشتم این متن رو، قوچان بودم :دی

یک همشهری
پس دانشجوی دانشگاه آزادین: دی

:|

یک همشهری
ارشد؟ دی

بیست سوالیه؟! :|

یک همشهری
خب بگین ارشد یا کارشناسی؟

کارشناسی

یک همشهری
جدی جدی آخرشم همشهریمون در اومدین

بذارید مثبت فکر کنم! که شما بنده رو اصلا نمیشناسید و شانسی اومدین اینجا! :))

یک همشهری
:| معنیش چیه؟
شما تو کلاستون هادی نامی دارین؟
شاید من باشم خخخخ

یعنی زیاد سوال میپرسی :|

مگه رشتت چیه؟ آزاد میخونی؟

یک همشهری
بله شانسی اومدم. نگفتین دارین یا نه؟

خیر 

یک همشهری
من مشهد میخونم.
یه روز میام به دیدنت:دی

باشه :|

یک همشهری
الکی گفتم. اگه دانشگاه آزاد هستی میام چون دانشگاه قبلیم بوده.

حله :|

یک همشهری
یعنی چی حله؟ یعنی آزاد میخونید؟

خیر

یک همشهری
باشه پس میام پیام نور
روزشو بگو
هرچند که حدسم اینه که آزاد میخونی

پیام نور هم نیستم... رو چه حسابی بینمت خب؟ تو که نه آشنایی نه بلاگر! صرفا یه خواننده‌ی خاموشی که چند روزه روشن شده!


یک همشهری
عه مگه میشه پیام نور هم نباشی آزادم نباشی. شاید اصلا دانشجوی اینجا نیستی

گیر دادیا ریفیق :|

غیرانتفاعی میخونم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اینجا؛ روان پریشیِ یک روانشناسِ روانی را میخوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان