و خود حدیث مفصل بخوان




از این کپک :|


+ ترم پیش، با بچه ها قیمه درست کردیم، قرار بود ظرفارو من بشورم. شستم ولی چون این قابلمه هه هنوز قیمه داشت، توو یخچال گذاشتم و برگشتم خونه و کلا یادم رفت تا همین دیروز...

رفیعه فراموش کاره، مثل رفیعه نباشید :|

رفیعه
-_-
خبر بخر : میگن فرار زندان فصل 5 اومده :@ خخ

هول نچو حالا :d

-_-
خبر خبر* : میگن فرار زندان فصل 5 اومده :@ خخ

دوست داچتم تایید شه =))

عارهههه تا قسمت سومش دیدم! ببین حتما؛ خعلی قیشنگه

آذر بانو
چقدر وحشت شده😱

قریب به بیست سانت کپک بود :|

بانوچـ ـه
واو چقد کپک :دی

اصن عجیییب

آقاگل ‌‌
از دخترا بعیده :|

:دی

نرگس سبز
:))
خیلی عالی

اینجوری میگی پررو میشم ها :|

مترسک ‌‌
عاشقیااا :))

:))

صخره .
همیشه این وبلاگ رو به پست های خوابگاهی و دانشجویی و اینا تو ذهنم ثبت کردم
و خب! خوابگاه مگه بدون کپک میشه؟! نمیشهههه نمیشه
این عنصر کم بود واقعا:)

:دی دیگه کمتر مینویسم از خوابگاه و دانشگاه البته :)

فریده خانوم
من بودم دیگه هیچی از مواد داخل اون یخچال مذکور نمیخوردم و اون ظرفم مینداختم دور ! @_@
رضوان
یه بار تو خوابگاه ظرف عدس مونده بود زیر میز یادمون رفته بود اینم کپک زده بود, بردم بشورمش به حدی بوی تعفن گرفته بود که تازه فمیدم میگن یه چیزی متعفنه ینی چی!

خخخخ

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اینجا؛ روان پریشیِ یک روانشناسِ روانی را میخوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان