سبزه هارا گره زدم اما...



من مثل چای تلخ و
"تو" شیرین شبیه قند
ما را خدا به نیت پیوند آفرید...

#شاعر: نامعلوم :|



● سیزده‌مونَم به در شد. فقط انصافا چه طوری سبزه گره میزنید؟! من هی مواظب بودم خونواده نیان، یه وقت آبروم نره و اینا؛ یه چشمم به سبزه بود، یه چشمم‌م به دور و اطراف! از آخرم تا گره زدم، پاره شد :|

اینم مدرکش


 سبزه‌ها را گره زدم اما
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذره‌ذره میمیرند
همه‌ی سال‌های بی‌تحویل!...سید مهدی موسوی
رفیعه
حسین مداحی
شما دعا کنین زود میاد میپیوندین!

از خدا که پنهون نیست، از خلقش چه پنهون، دعا که همیشه میکنیم واسه اومدنش منتهی ناز دارن یه خورده...راه حل دیگه نبود؟!

آذر بانو
نه من پاییز مورد نظرت نیستم! اسمم و عوض کردم مورد شبهه نشه هرچند اصلا مهم نیست :)

آها! خب پس خوشبختم

قاسم صفایی نژاد
ان شالله آدم مناسب در موقع مناسب بیاد

^__^

آقاگل ‌‌
یا مثلا:
تو شدی قند خراسان و منم چای شمال
قصه ی تلخی من با لب تو شیرین شد
محمد عسگری

میگم آخه اونی که قراره با یک گره بیاد همون 100سال سیاه میخوام نیاد! چیه این رسم و رسوم آخه؟ :d
چرا اعصاب ندارم حالا؟

قند خراسان :))


حالا پیش خودمون بمونه ولی ما که هرسال گره میزنیم، فرجی نمیشه!! شما امتحان میکردین، ضرری نداشت... اعصاب نداشتنتونم بخش اعظمش، مربوط به همون 100 سال سیاه هست که نمیاد =))

بانوچـ ـه
ان شاءالله به وقتش بیاد... آدم ِ بی وقت خیلی بده :دی

تا دوسال دیگه بهش فرصت میدم! نیومد، دوسال دیگه ام تمدید میکنم الی آخر :| :دی

mohsen Mousavi
جواب کامنت اخری نابودم کرد!:دی

خب خدارو شکر :))

آقای سر به هوا ...
امسالم خبری از شوهر نیست :دی

بیتر! =))

Poker Face
من امسال سبزه گره نزدم، دیدم طرف حالیش که نی یهو حالا میاد منم که قصد ادامه تحصیل دارم :دی!

خب حالا گره میزدی، فوقش اگه میومد، میفرستادی این ور! والاع :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اینجا؛ روان پریشیِ یک روانشناسِ روانی را میخوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان