Finish! part2

اصولا من معتقدم همه ی درسای سخت دنیا، (از فیزیک کوانتومی گرفته تا یاد گرفتن زبون چینگ چانگ چونی) یک طرف، فلسفه ی استاد "شین" موسوم به علم النفس و ملقب به روان شناسی از دیدگاه اندیشمندان مسلمان، یک طرف دیگه :|
دانشجو جماعت، اسمش روشه. یعنی تا روز امتحان، من کتاب علم النفسم رو حتی ورق هم نزده بودم! فلذا؛ فوقع ما وقع :|




*گوشه ای از کتابِ خفنِ علم النفس استاد "شین"*


اما شب امتحان:))) نه تنها من، بلکه دوستان خوابگاهیم هم، ذره ای متوجه عرایض این کتاب خفن ناک نمیشدن و کلا بی خیال شدیم و به رقص و پای کوبی پرداختیم =)) و فقط امیدمون بعد از خدا، به بچه زرنگ کلاس بود!

اما امان از روز امتحان! امان، امان، امان...یعنی کل نقشه های تقلبمون، با دیدن فرفره، به خاک رفت:|
یکی از بچه ها که وقتی فهمید مراقبمون فرفره هست، حذف اضطراری زد:))
زمان توزیع برگه ها توسط فرفره، بهش گفتم "خانوم!ناموسا من تا الان چهار تا بیست گرفتم! نذار بیوفتم این درسم رو که خیلی آبروریزیه:| " اونم گفت" صداتون در بیاد، آقای "سین" صورت جلسه تون میکنه" :| و همین طوووور لحظه به لحظه، امید در دل من، کم و کمرنگ تر می شد...

از برگه ی سوالات، فقط اسم و فامیلم رو یاد داشتم:| یه کم که گذشت، دیدم فرفره دستش رو گذاشت روی یکی از گزینه های تستی! چشمک زد و گفت از برگه ی فلانی نگاه کردم! حالا منم پررووووو، گفتم فلانی درسش خوب نیست، از فلانی دیگه بپرس! :|

سرانجام با کلی تقلب، تونستم پاس کنم این درس چقر رو با نمره ی 12:|
با این جریانات، بازم داستان من تموم نشد با استاد "شین" و بهش پی ام دادم...




یعنی پودرم کرد:))) البته روز بعدش دلش سوخت بنده خدا و گفت اعتراض بزن تا نمره ت رو 14 بدم! که سر قولش هم موند...




+ در جواب اعتراضم، نوشته "سلام، نمره شما اصلاح شد لطفاً مطالعه بیشتری داشته باشید" :))

+ اینم از ترم سوم!!...
رفیعه
حسان علی آبادی
خیلی خوب بود:)

:)

آرزو ﴿ッ﴾
این استااااااد خیلی باحال بود!
۴تا ۲۰؛ چه خفن :)

خخخخ اصن باس ویس میگرفتم فقط به صورت کشداااار میگفدم "استاااااد!"، بهم 20 میداد درجا :| :دی

کمه :(

بای پولار
خب راست میگه چرا گذاشتی واسه شب امتحان تو که دختر درس خونی هستی!

من اگه درس خون بودم که شهر خودم قبول میشدم :| نه 120 کیلومتر اون ور تر :|

عباس زاده
سلام علیکم
خوب بلدید بنویسید برای استان
اصولا میگن پاچه خواری به این موضوع؟
عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب

استان؟!

یه چی توو همین مایه ها :دی
یه بار دیگه ام پرسیدم حضرت ابوتراب کیه! ولی یادم رفت :|

rangi rangi
:) از فلسفه نگو که دلم خونه فلسفه خودش چی هست که دیگه جزوه استاد ما لاتین بود:| دو ترم متوالی! خدا بخیر کنه ترم بعد هم باز باهاش فلسفه داریم:/
موفقیات:*

شششششت!! نااااموووسا لاتین ؟! :|

من این ترم سه عدد فلسفه رو گذروندم :| یعنی رسم کشیده شد رسما :|
یو تو خانوم معلم :* ^__^

פـریـر ...
رسما عاشق این استاد شین شدم! خیلی خوبه که! :)))

فلسفه...هوفففف...مام فلسفه داریم...خوبه...وقتی مطالبشو بفهمی شیرین میشه اما اگه بخوای سرسری بخونی هی بیشتر نمی فهمی!

امضا: یه باتجربه :دی

:: امیدوارم همیشه تو درسات موفق باشی رفیق جان ^_^

عسلم! هوس تفنگ کردی؟! :|


دبیرستانی هستی؟! عاره دقیقا... اما مشکل اینجاست نمیفهمی که بخواد شیرین شه :| :دی

:: امیدوارم تو درس زندگیت موفق باشی شما ؛)

פـریـر ...
آره فکر کنم :دی :))))

بلیا! دو ساله که فلسفه داریم...ماشالله فلسفه اسلامی کمرآدمو خم می کنه :)) البته بستگی به توضیح استاد و دبیر هم داره :) برای فهمش حتما باید به استاد گوش داد! وگرنه هیچی به هیچی :/

:: ممنوووون همچنین :* :*

خخخخخ ایموجی تفنگ که داره شلیک میکنه :|


مشکل اینجاست دانشجو جماعت کلا گوش نمیکنه به درس :| :دی

.t .m
اصلا فدای سرتون :)))

فدای یه تار موم حتی :))

من مُبهم
من در هیج درسی حتی تربیت بدنی هم نمره 20ندااشتم یعنی19نیم داشتم ولی بیست به هیچ وجه
اون بیستا حس خوبی بهم داد:)

مدال پرافتخار دانشجوی نمونه ب شما تعلق میگیره عسلم :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اینجا؛ روان پریشیِ یک روانشناسِ روانی را میخوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان