"الف" تا "ی" روزهایی که گذشت...

وقتایی که حوصله نداری یا اونقدر گره های زندگیت پیچ در پیچ شده که نمیدونی کدوم گره ، باز کردنش در اولویته ، یا حتی وقتایی که با خودت قهری و "خودخوری" میکنی که چرا این شد و چرا اون نه ، لازمه بیخیال به همه چیز و همه کس ، تمومه انرژیت رو بذاری برای خندوندنِ بقیه و تا منتهی الیهِ روده کوچیکت ، بخندونیشون و بخندوننت!!

+ و من آدم نمیشم به گفته ی مامان ؛ چرا که هنوز روحیه ی "ادا درآوردنِ اساتید" درونم موج میزنه:|

+ و اوجِ "خرکیف شدن" اونجاییست که دکتر "دال" ، بعد از ارائت ، میگه :" خانوم رجعتی هم اعتماد به نفسشون بالاست و هم احتمالا مشاورِ خوبی می شن در آینده ، پس بیستشو از الان بدیم دیگه" و یا همون روز با تفاوتِ زمانیِ دوساعت ، هنگام حضور و غیاب در پایان کلاس ، استاد "صاد" میگه :" خانوم رجعتی!حتم دارم روان شناسِ خوبی می شین" :))

+ و چقدر حس فوق العاده ای هست بغل کردن و نوازشِ اصغر و صغری در خوابگاه :|



+صغری هستن! |:




+اصغر هستن! :|
رفیعه
میرزا ...
چه صغرایی و چه اصغری :)
خلاصه که ادا در آوردن اساتیدتان مستدام! :)
ما نیز قلم تایید می کشیم بر فرمایش استاد ؛ )
و اینکه...

همین صغری و اصغر، باعث شدن یکی از ترس، بره بالای تخت و فغان کنه:)) و بعد هم ما اداشو دراریم:دی

لطف دارید همیشه:)

بله بله!خجالتمون دادین استاد خخخخ اصلاح شد:دی

آقای سر به هوا ...
اسم بهتر نداشتی بذاری رو این بنده خداها ؟ :))

ناموسا نه:| =))

Mr. Moradi
چه خوشگلن اینا :))

خرگوش میباشندی=))

گم نام
چه اسماشونم به هم میاد
به پای هم پیر شن:)

مقصود همین بوده خب:دی

بعده 120 سال:))

جولـ ـیک
خرشوت نگه میداری تو خوابگاه؟!
اگه میذارن گربه نگه داریم منم برم خوابگاه، تو خونه که نمیذارن:))

خرشوت:| 

شما میتونی شیرم ببری!تواناییت بالاس عاخه:))

نگین ...
این روفرشیا تو همه ی خوابگاها هست
بعد لک و اینام داره :))) انگار روغن ریختن لامصبا :))

عاره دقیقن:)))

پوووف کلن خعلی کثیفه:| چرکولکه=))

Bahar Alone
صغری واصغر خخ
:))))

کبری و اکبرم میشد به واقع:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اینجا؛ روان پریشیِ یک روانشناسِ روانی را میخوانید...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان